
روایت شده است که يهوديان مدینه عروسى داشتند و خدمت پيامبر-صلّى اللّٰه عليه و آله-رسيدند و گفتند: ما بر گردن شما حق همسايگى داريم و مىخواهيم دخترت فاطمه را به خانه ما بفرستى تا عروسى ما بيشتر زينت پيدا كند و بسيار اصرار نمودند.
پيامبر اكرم-صلّى اللّٰه عليه و آله-فرمود: او همسر على بن ابى طالب است و در اختيار او مىباشد.
اما آنان مجددا از رسول خدا-صلّى اللّٰه عليه و آله-خواستند كه از على بخواهد تا به فاطمه-سلام اللّٰه عليها-اجازۀ شركت در مجلس آنان را بدهد.
يهوديان تمام زينت دريايى و خشكى را جمع كرده بودند و خيال مىكردند فاطمه-سلام اللّٰه عليها-در لباس كهنه بر آنها وارد خواهد شد. و از اين راه مىخواستند آن مخدّره را خوار كنند!
كه ناگاه، جبرئيل يك دست لباس بهشتى با تمام زيور آلات كه مانند آن را هيچ بينندهاى نديده بود، آورد.
فاطمه-سلام اللّٰه عليها-آنها را پوشيد و آن زيورها را در بر كرد.
همه از زيورها، رنگ و عطر لباس حضرت فاطمه-سلام اللّٰه عليها-تعجب كردند.
وقتى كه بر زنان يهود وارد شد، همۀ آنان به سجده افتادند و در مقابل آن حضرت، زمين را بوسيدند و بدين خاطر، عدّۀ زيادى از يهوديان، مسلمان شدند .
الخرائج و الجرائح ج۲ ص۵۳۸









